تحقیق در مورد ضمائم تمايزهاي بين مشاوره و روان درماني(فصل 8)

تحقیق در مورد ضمائم تمايزهاي بين مشاوره و روان درماني(فصل 8)

تحقیق در مورد ضمائم تمايزهاي بين مشاوره و روان درماني(فصل 8)

نوع فایل : ( Word ) قابل ویرایش

 

تعداد صفحات :28 صفحه

 

بخشی از تحقیق :

 

كوشش هايي كه به منظور مجزا كردن مشاوره از روان درماني به عمل مي آيد در جهان مورد تأييد همگان قرار نگرفته است گروهي را عقيده بر آن است كه بايد دو اصطلاح مشاوره و روان درماني را به صورت مترادف مورد استفاده قرار داد و از فكر جدا سازي آنها احتراز جست.

صاحب نظران ديگر و مخصوصا كساني كه كارشان تربيت مشاوران دبيرستان است با اين طرز فكر موافق نبوده و معتقدند كه حتما بايد دو واژه مذكور را از هم جدا دانست . به عقيده اين گروه، حتي در صورت عدم تفاوت در ماهيت مشاوره و روان درماني، لازم است ميان آنها تفاوتي هرچند مصنوعي به وجود آورد. بر اساس استدلال اين دسته از صاحب نظران اگر مجزا كردن مشاوره از روان درماني امكان پذير نباشد، قطعا همه برنامه هاي مربوط به تربيت مشاور در سطح فوق ليسانس متوقف مانده و بيست هزار از كاركنان دبيرستانها كه به

 

عنوان مشاور استخدام شده اند بيكار خواهند ماند، زيرا تنها عده معدودي از مردم به چشم روان-درمانگر به آنها نگاه خواهند كرد . بنابراين بايد در صدد پيدا كردن فرقي ميان مشاوره و روان درماني بر آمد، هر چند كه ممكن است حد فاصل اين دو نا محسوس و توافق درباره همه جزئيات آن غير ممكن باشد . “ هاهن” از زمره كساني است كه مشكل جدا سازي مشاوره از روان درماني را مورد بررسي قرار داده و مي نويسد :

“ من بعضي از مشاوران و روان شناسان را مي شناسم كه به جهت تفاوتي كه ميان مشاوره و روان درماني پيدا كرده اند كاملا راضي بنظر مي رسند ... شايد توافق هاي عمده آنها بر سر آن است كه :

1. مشاوره و روان درماني را نمي توان كاملا از هم جدا ساخت .

2. مشاوران كارهايي انجام مي دهند كه روان درمانگران آنها را وظيفه خود مي دانند.

 

 

تمايز بين مشاوره وروان درماني مستلزم بررسي پاره اي موضوعات درباره متخصص اين رشته ها نيز مي شود . “ بلك ”1 مي گويد : “ امروز قسمت اعظم روان درماني ها به دست كساني انجام مي شود كه حتي درمانگر خوانده نمي شوند ” . گزارش انجمن روان شناسي آمريكا (1961) تحت عنوان مقام فعلي روان شناسي مشاوره حاكي از اين واقعيت است كه بين عضويت در بخش 17 اين انجمن ( ر.ان شناسي مشاوره) . يخش 12 آن ( روان شناسي باليني) همپوشي زيادي وجود دارد. در سال 1975 قريب 25% اعضاي بخش 17 به بخش 12 نيز متعلق بوده اند .

معهذا شواهد نشان مي دهد كه اين مطابقت در ميان اعضاي جديد كمتر به چشم مي خورد.

بايد به خاطر داشت كه هرچند بر اساس اين گزارش نحوه تربيت و هويت حرفه اي روان شناسي درمانگر و روان شناسي مشاوره1، خيلي شبيه يكديگر است ولي ما در اينجا تنها از مشاوراني صحبت مي كنيم كه در حد عالي تربيت يافته اند . تخمين زده مي شود كه 10000 نفر مشاور به گونه تمام وقت و شايد هم10000 نفر ديگر به گونه پاره وقت در مدارس آمريكا بكار مشغول مي باشند. متوسط تربيت تخصصي براي اين مشاوران احتمالا كمتر از ميزان آموزشي است كه در دوره فوق ليسانس رشته هاي مساوره و راهنمائي در دانشكده هاي علوم تربيتي به آنها داده مي شود . اغلب مشاوره ها توسط كساني انجام مي شود كه تربيت حرفه اي آنها بطور قابل ملاحظه اي از درمانگران كمتر است. با وجود اين لازم است اذعان كنيم كه پاره اي روان درماني ها نيز توسط


1 -Counseling Psychologists

 


 


دسته:

تحقیق در مورد ضمائم تمايزهاي بين مشاوره و روان درماني(فصل 8)

خرید آنلاین