تحقیق در مورد معراج پيغمبر (ص)

تحقیق در مورد معراج پيغمبر (ص)

تحقیق در مورد معراج پيغمبر (ص)

نوع فایل : ورد ( word ) قابل ویرایش

تعداد صفحات : 3 صفحه

 

 

مساله معراج پيغمبر يعنى عروج و بالا رفتن حضرت از زمين مانند اعتقاد به وجوب ناز و روزه و حج و جهاد و خمس و زكات و امر به معروف و نهى از منك از ضروريات دين اسلام است. معناى «ضروريات‏» اين است كه همه مسلمانان بايد معتقد به آن باشند، و هركس آن را انكار كند كافر است. آن هم معراج جسمانى به معراج روحانى، به شرحى كه خواهيم گفت.

شرح اجمالى معراج و عقيده‏مسلمانان نسبت به آن بدين گونه است كه ما معتقديم قدرت خداوند مافوق تصور ماست. خداوند بارها در قرآن مجيد و كلام حميد خود آن را يادآور مى‏شود و مى‏گويد: «خداوند قدرت بر هر چيزى دارد» و «هرگاه اراده كند و به چيزى بگويد بشو، مى‏شود.»( والله عليكل شى قدير، ان الله على كل شى قدير، انما امره ادا اراد شيا ان يقول له كن فيكون.)با توجه به اين مطلب مى‏گوييم: مطابق آيات قرآنى و روايات متواتر اسلامى، خداوند جبرئيل امين را مامور داشت تا در يكى از شبها پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) را از شهرمكه و مسجد الحرام به وسيله مركبى به نام «براق‏» به فلسطين و نقطه‏اى كه بعدها «مسجد القصى‏» يعنى دورترين مسجد نسبت به مسجد الحرام خوانده شد، ببرد.( راجع به روز و ماه و سال معراج روايات مختلف است. همچنين درباره جائى كه پيغمبر از آنجا اسراء نمود و مطابق صريح قرآن به مسجد اقصى رفت نيز دو نظر هست. بعضى آنرا ازشعب ابيطالب و بيشتر از خانه ام اهانى در شهر مكه، بعضى آنرا در ماه رمضان و برخيدرماه ربيع الاول دانسته‏اند و آخرين تاريخ آن يكسال قبل از هجرت است.)

پيغمبر با براق وارد مسجد القصى شد، و پس از بازديد آنجا و خواندن نماز، سوار بر براق كه جبرئيل آنرا هدايت مى‏كرد. به آسمانها پرواز نمود. در اسمانها برخى ازآثار قدرت الهى و مخلوقات آنجا را ديد. آنها از ساكنان زمين پرسشها كردند و پيغمبر پاسخ داد. پيغمبر هم از آنها و جبرئيل راهنماى خود راجع به آنچه مى‏ديد سؤال‏ها كرد و جواب‏ها شنيد. پس از ديدن ديدنى‏ها و شنيدن شنيدنى‏ها، با يك دنيا ديدنى‏ها و گفتنى ها، قبل از طلوع آفتاب به جاى خود در مكه بازگشت.

خدا پيغمبر خاتم و سرور انبياء رابدين گونه به سير آسمانها و ديدن عجايب و غرائب عالم بالا برد تا پس ازبازگشت به زمين ديدى ديگر و اطلاعى بيشتر و اعتمادى محكمتر ازهمه پيغمبران داشته باشد،و با رهنمودهائى كه مدهدذ و احكام و قوانينى كه مى‏آورد يا وضع مى‏كند، دين او «اسلام‏» كه آخرين دين الهى است با جامعيت‏خود تا پايان روزگارباقى بماند، و حلال او تا قيامت‏حلال و حرام او تا ابد حرام باشد.

بنابر اين عروج و رفتن پيغمبر به آسمانها در شب معراج ظرف چند ساعت و بازگشت مجدد آن حضرت به زمين، در اعتقاد ما مسلمين يكى از معجزات بزرگ الهى است. مانند خلقت آدم از گل، اژدرها شدن عصاى حضرت موسى، و جارى شدن 12 چشمه آب گوارا از صخره به وسيله برخورد عصاى موسى به آن، و حامله شدن ساره همسر پير حضرت ابراهيم و آوردن اسحاق در آن سن و سال (حدود نود سالگى يا بيشتر) و بچه‏دار شدن حضرت مريم و تولد حضرت عيسى ازمادرى دوشيزه، و رفتن حضرت عيسى و ادريس به امر خدا به آسمان و نشيمن در آنجا، و بيرون آمدن ناقه صالح و بچه آن از لاى سنگ خارا و غيره كه همه برخلاف موازين طبيعى و علم و دانش بشرى و قوانين جارى سياره ماست، ولى خدا در قرآن صريحا وقوع آنها را اعلام مى‏دارد و مى‏فرمايد. «اين كارها براى من آسان است.»(قال ربك هو على هين و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئا - سوره مريم آيه 9)و اما تفصيل مطلب و استدلال ما براى اثبات معراج از آيات قرآنى و روايات اسلاميبدين گونه است كه خداوند در آغاز سوره‏«اسراء» مى‏فرمايد: پاك و منزه است‏خدائى كه سير داد بنده خود را در شبى از مسجدالحرام تا مسجد اقصى كه اطراف آن را پربركت نموده‏ايم تا قسمتى از آيات و نشانه‏هائى از قدرت خود را به او نشان دهيم. خدا همه چيز را مى‏شنود و مى‏بيند.( سبحان الذى اسرى بعبده ليلا من المسجدالحرام الى المسجد القصا الذى باركنا حوله لنريه من آياتنا، انه هو السميع العليم. سوره اسرى آيه اول)

تفسير بيشتر اين سير فضائى و سفر شگفت انگيز آسمانى ضمن چند آيه در آغازسوره مباركه «والنجم‏» آمده است، و در پايان خدا مى‏فرمايد: «پيغمبر در آن شب قسمتى از آيات بزرگ خداى خود را ديد»( لقد راى من آيات ربه الكبرى - سوره والنجم آيه 17)

در احاديث و رواياتيكه از پيغمبر (صلى الله عليه و آله) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) در تفسير آيات معراج در آغاز دو سوره ياد شده آمده است، توضيح بيشترى راجع به مساله معراج مى‏دهدكه البته بسيارى از روايات ضعيف و مجعول و «اسرائيليات‏» هم در ميان آنها ديده مى‏شود. زيرا نظر به اينكه مساله معرج موضوع شگفت انگيزى بوده، دوستان نادان يا دشمنان داناى اسلام پيرايه‏ها بر آن بسته‏اند.به طورى كه مى‏توان گفت واقعيت معراج در لابلاى انبوه احاديث مربوط به آن پوشيده مانده است.

ولى از صريح آيات قرآنى و احاديث صحيح اسلامى كه در تفسر آنها دردست داريم واقعيت معراج را مى‏توانيم به طور خلاصه چنين بيان كنيم: پيغمبراسلام به امر خداوند و راهنمائى جبرئيل در شبى از شبها سوار بر مركبى به نام «براق‏» كه سرعتى مافوق تصور داشته است از مسجدالحرام يعنى شهر مكه به پرواز درآمد و به فلسطين رفت. در فاصله اين دو معبد الهى پيغمبر با راهنمائى جبرئيل كه از جانب خداوند مامور اين كار شده بود، توانست‏شهرها و

نقاط مختلف ميان راه و شهر اورشليم ( اورشليم نام عبرى شهر بيت المقدس است. در تورات و انجيل به همين نام آده است. اورشليم از دو كلمه تركيب شده: «اور» كه در زبان پارسى ايران باستان به معنى شهر بوده و «سليم‏» كه نام مردى از اعراب كنعانى يعنى سكنه اصلى فلسطين پيش از آمدن بين اسرائيل از مصر به فلسطين مى‏باشد. مطابق تحقيقاتى كه به عمل آمده سالم يا سليم عرب اين شهر را در زمانى كه فلسطين جزو متصرفات پادشاهان هخامنشى بود بنا كرد، و چون حكمران فلسطين ايرانى بود و زبان ايران باستان كه قوم غالب بودند شيوع داشته،لذا شهر مزبور را به فارسى «اورسالم‏» يا «اورسليم‏»يعين شهر سالم يا سليم خواندند.

چون حرف سين در زبان عبرى شين است، اورسليم را «اورشليم‏» خواندند كه هنوزهم قوم يهود بيت المقدس را به زبان تورات كنونى كه بعدها تدوين شد، بدين نام مى‏خوانند.

اگر دليل قوم يهود بر سابقه مالكيت فلسطين از جمله اين اسم عبرى شهر بيت المقدس باشد، بايد گفت‏خود اين دليل است كه آنها چنين حقى ندارند. زيرا اولا شهر را سليم يا سالم عرب از سكنه بومى فلسطين ساخته بود، ثانيا در آن موقع فلسطين ازمتصرفات ايران بودن، به دليل كلمه فارسى «اور». عليهذا ما ايرانيان پيش از آمدن بنى اسرائيل به اورشليم آن را در اختيار داشته‏ايم. ولى ما چنين حقى به خود نمى‏دهيم، چون اشغالگر بوده‏ايم، همان طور كه بنى اسرائيل هم مهاجرين اشغالگر بوده‏اند، ولى از آن زمان تا كنون مالكين اصلى فلسطين مردم عرب بوده و مى‏باشن


دسته:

تحقیق در مورد معراج پيغمبر (ص)

خرید آنلاین